مفعول مطلق

 

مفعول مطلق :مصدری است منصوب از جنس خود فعل  که برای تأکید معنای فعل

ویا بیان نوع انجام فعل ویا تعداد دفعات انجام فعل به کار می رود.

مانند :    تاکیدمعنای فعل             " کَلّمَ اللهُ موسی تکلیماً "

          نوع انجام فعل  " أکرَمتُ سعیداً إکراماً حَسَناً "   " أکرَمتُ سعیداً إکرامَ الضُیوفِ "

       تعداد دفعات انجام فعل  " أکرَمتُ سعیداً إکراماً واحداً "   " أکرَمتُ سعیداً إکرامَینِ "

انواع مفعول مطلق  

- تأکیدی :  برای تأکید معنای فعل بکار می رود و  مصدر، مفرد است وبعد از آن صفت و مضاف الیه نیامده است

  - در ترجمه مفعول مطلق تاکیدی معمولاً از الفاظ تاکیدی  مثل 

« یقیناً،  حتماً،مسلماً،و...» استفاده می شود و خود مصدر ترجمه نمی شود 

نزّل اللهُ القرآنَ تنزیلاً             خداوند قرآن را  قطعاً نازل کرد

- تاکید متوجه ی فعل باشد ( نه فاعل و مفعول و ...   )

   بنابر این ترجمه ی " فقط خداوند قرآن را نازل کرد " یا " خداوند فقط قرآن را نازل کرد "

ترجمه ی درست ودقیقی نمی باشد . 

 - نوعی : برای بیان نوع انجام فعل بکار می رود وهرگاه بعد از مفعول مطلق، صفت یامضافٌ الیه باشد ،مفعول مطلق نوعی است .

  • در ترجمه ی مفعول مطلق نوعی که بعد از آن صفت باشد ،معمولا  مصدر ترجمه نمی شود و صفت  ترجمه می شود ویا ازالفاظی از قبیل( به نیکی) و... استفاده می شود 

  • در ترجمه مفعول مطلق نوعی که بعد از آن مضافٌ الیه باشد  معمولا  در ابتدای آن الفاظ ( همچون ، به مانند ،مثل و...) بکار می رود.

" أکرَمتُ سعیداً إکراماً حَسَناً "        (سعید را به نیکی گرامی داشتم )

 

" أکرَمتُ سعیداً إکرامَ الضُیوفِ "     ( سعید را به مانند میهمانان گرامی داشتم )

 - عددی: برای بیان تعداد دفعات انجام فعل بکار می رود  . نشانه های آن ، گاهی آخر

مفعول مطلق عددی (ة) مرة می آید ،  یا بعد از مصدر لفظ (واحد ، واحدة)  می آید ،

یا به صورت مثنی و جمع می آید .

  • در ترجمه آن باید تعداد عمل فعل ذکر شود 

    " أکرَمتُ سعیداً إکراماً واحداً "          " سعید را یک بار گرامی داشتم " 

    " أکرَمتُ سعیداً إکرامَینِ "               " سعید را دو بار گرامی داشتم " 

    نکته 1 : گاهی مفعول مطلق ذکر می شود و فعل آن حذف می شود،

         این مصادر مفعول مطلق برای فعل محذوف هستند .

مانند :  شکراً- صَبراً – مَهلاً - أیضاً – حقاً – حمداً- حتماً  - جدّاً - اهلاً وسهلاً –سمعاً وطاعةً – سبحانَ اللهِ –معاذ الله  و......

شکراً ( به معنای " سپاسگزاری و تشکر " باشد ، اول جمله باشد ، قبل از آن معنای " به سبب ، به علت " ندهد )

" شکراً لله الذی خَلقنا .

حقاً : قبل از آن جمله کامل باشد   " اولئکَ هم المؤمنونَ حقاً "

نکته 2 : در مفعول مطلق نوعی و عددی گاهی مصدر حذف می شود و صفت به

تنهایی می آید ،آن صفت نقش مفعول مطلق دارد .   

  " أذکروا اللهَ ذکراً کثیراً  "    " أذکروا اللهَ کثیراً  "   

 

                              مفعول فیه

 

 مفعول فیه : اسمی است منصوب  که بر زمان ومکان وقوع فعل دلالت می کند  و

متضمّن ( در بر گیرنده ی ) معنای " فی " ( در ) می باشد و به آن ( ظرف زمان و ظرف مکان ) نیز می گویند .

مانند :   « ما ذهبْتُ الی المدرسة یومَ الجُمُعة »   " (در) روز جمعه به مدرسه نرفتم "

 

  • دقت شود که معنای ( فی ) باشد ولی لفظ ( فی ) نباشد 

    « ما ذهبْتُ الی المدرسة فی یومِ الجُمُعة » 

     کلمه ی " یوم " مفعول فیه نیست زیرا لفظ ( فی ) آمده است  ، یوم در این

         جمله مجرور به حرف جر است .

 

مشهور ترین ظروف مکان:

فوق، تحت ، خلف ،عند، أمام، وراء ، مع، جنبَ ،بینَ ،خلالَ ،نحو، حول،هنا، هناکَ، أینَ

، اینما،قُرْبَ ، لدی ، لدن ، داخلَ ، خارجَ،ثمَّ(آنجا)

مشهور ترین ظروف زمان :

یوم(روز)الیومَ(امروز) لیل(شب) نَهار(روز) صباحَ(صبح)شتاءً، صیفاً غداً(فردا)

لمّا(هر گاه قبل از  فعل ماضی بیاید اسم است و معنی هنگا میکه  می دهد  و نقش

مفعول فیه دارد ولی اگر قبل ازفعل مضارع بیاید ، حرف است و معنای فعل را به ماضی

نقلی منفی تبدیل می کند  )

عشاءً ،مساءً، دائماً،اخیراً، ابداً،فوراً، لحظةً، قبل ،بعد، متی ، عندئذٍ ، حینئذٍ، مدةً،

( منْذُومذْ، به معنی هنگامی که ،هرگاه بر سر فعل بیاید اسم است و اگر بعد از آن

اسم بیاید از حروف جر هستند ) .

نکته 1- کل وبعض واسم اشاره اگر بعد آن اسم زمان بیاید و شرایط مفعول فیه را

داشته باشد  نقش  مفعول فیه رادارد .  

مثال :  أذهب کلّ یوم ٍ الی المدرسةِ .

نکته 2- اسامی که بر زمان دلالت می کند ولی متضمن معنی فی(در) نباشد در

اینصورت مفعول فیه نیست و در جمله نقش دیگری دارد مانند :

خلق الله اللیلَ والنهارَ. ( اللیلَ مفعولٌ به است )

یومُ الجمعة مِن أیامِ الأسبوع . ( یومُ مبتدا است و أیام مجرور به حرف جر )